ترجمه "bayang" به فارسی
تصور خام, تصویر ذهنی, خیال بهترین ترجمه های "bayang" به فارسی هستند.
bayang
-
تصور خام
noun -
تصویر ذهنی
noun -
خیال
nounNewton membayangkan penembakan meriam... ( Ledakan meriam ) dengan semakin besar dorongan ledakan.
نیوتون انفجار توپی رو خیال کرد که به طور صعودی قدرت انفجارش افزایش پیدا می کرد
-
سایه روشن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bayang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bayang" با ترجمه به فارسی
-
سایهنویس
-
سایه
-
اصل ماده · تصور خام · تصویر ذهنی · تمثال · خیال · سایه · شخصی · شخصیت ها · شکل اولیه · صورت خیالی · مختصر · نمونه · نمونه اصلی · پیش گونه · پیکر
-
دولت سایه (توهم توطئه)
-
تاب خوردن · نوسان کردن
-
سرویس کپی سایه حجمی
-
سایه افتاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن