ترجمه "bayangan" به فارسی

سایه, استعداد, اصل ماده بهترین ترجمه های "bayangan" به فارسی هستند.

bayangan noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سایه

    noun

    Namun, semua korban dan dinas keimaman demikian hanyalah bayangan dari apa yang akan dilaksanakan Yesus.

    تمام این قربانیها و خدمت کاهنان سایه یا پیشنمایی بود از آنچه عیسی میبایست انجام میداد.

  • استعداد

    noun
  • اصل ماده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تامل
    • تخیل
    • تصور خام
    • تصویر ذهنی
    • تمثال
    • خیال
    • درخشش
    • روح
    • سايه
    • سوسو
    • شبح
    • شخصی
    • شخصیت ها
    • شکل اولیه
    • صفا
    • صورت خیالی
    • غرق در افکار
    • غور
    • قوه ابتکار
    • متفکر
    • مختصر
    • نبوغ
    • نشخوار
    • نمونه
    • نمونه اصلی
    • هوش
    • پیش گونه
    • پیکر
    • چشمک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bayangan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bayangan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bayangan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه