ترجمه "belahan" به فارسی
جای تقسیم, درز, شکاف بهترین ترجمه های "belahan" به فارسی هستند.
belahan
-
جای تقسیم
noun -
درز
nounIngatlah sewaktu kau membersihkan kotoran kelelawar dari belahan pantatku.
اينو وقتي که داري کثيفي هاي خفاش ها رو از لاي درز کونم پاک ميکني ، يادت بمونه.
-
شکاف
nounItulah sebabnya Yehuwa menyebut kedua gunung hasil terbelahnya ”gunung pohon-pohon zaitun” sebagai ”gunung-gunungku”. (Za.
از این رو، یَهُوَه آن دو کوه را «کوههای من» خطاب میکند که در اثر شکاف «کوه زیتون» به وجود آمده است.
-
ترجمه های کمتر
- فراق
- فرق
- گسیختگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " belahan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "belahan" با ترجمه به فارسی
-
لوزی · متوازی الاضلاع
-
تقسیم یاخته
-
چاک سینه
-
بشکلیدن · شکافتن
-
چاک سینه
-
نیمکره غربی
-
لوزی
-
نیمکره جنوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن