ترجمه "belajar" به فارسی
آموختن, یاد گرفتن, یادگیری بهترین ترجمه های "belajar" به فارسی هستند.
belajar
verb
-
آموختن
verbSepanjang hidup saudara, mendengarkan memainkan peranan penting dalam hal belajar.
در سراسر زندگی گوشدادن نقش مهمی در آموختن ایفا میکند.
-
یاد گرفتن
verbBuatlah keputusan untuk melangkah, untuk belajar dan meminta orang lain untuk membantu.
تصمیم بگیرید قدمی، برای یاد گرفتن برداشته و از دیگران بخواهید شما را کمک کنند.
-
یادگیری
nounsemua proses dalam organisme yang tingkah laku adaptasi jangka panjang berubah karena hasil dari pengalaman
Belajar bahasa Inggris adalah kerja keras.
یادگیری زبان انگلیسی کار سختی است.
-
ترجمه های کمتر
- بخاطر سپردن
- حفظ کردن
- خواندن
- درس خواندن
- درس دادن
- عبادت کردن
- مطاله کردن
- یاد سپردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " belajar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "belajar" با ترجمه به فارسی
-
یادگیری عمیق
-
سازمان
-
هرطقه
-
اخلاق · اموزش · تدریس · تربیت · تعلیم · تعلیمات · حکم · دستور خدا · روحیه · فن تعلیم · قاعده اخلاقی · معلمی · مفهوم · پند
-
درجه گرفتن · فارغ التحصیل شدن
-
بی باکی · جسارت · خوشمزه · سگ شکاری · قدرت · قشر · لعنتی · گستاخ · گستاخی
-
درس دادن · یاد دادن
-
اصول · اصول عقاید · اموزش · تدریس · تربیت · تعلیم · تعلیمات · حکم · دستور خدا · سیستم عملی · عقیده دینی · فلسفه · فن تعلیم · قاعده اخلاقی · معلمی · پند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن