ترجمه "benjol" به فارسی

اخراج, امتیاز, برآمدگی بهترین ترجمه های "benjol" به فارسی هستند.

benjol
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخراج

    noun
  • امتیاز

    noun
  • برآمدگی

    noun

    Tetapi pada retina kiri saya, ada sebuah benjolan yang ditandai anak panah merah itu.

    ولی روی شبکیه چشم چپم یک برآمدگی وجود داره، که اونجا با یک فلش قرمز نشون داده شده.

  • ترجمه های کمتر

    • برجستگی
    • تورم
    • ضربت
    • قوز
    • ورم
    • کوهان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " benjol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "benjol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه