ترجمه "bensin" به فارسی

بنزین, گازولین, بنزین بهترین ترجمه های "bensin" به فارسی هستند.

bensin noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنزین

    noun

    Aku melewati sebuah pompa bensin di jalan raya sebelah Timur dari sini.

    از یه پمپ بنزین که در بزرگراه شرق اینجا بود رد شدیم.

  • گازولین

    noun

    Di sebelah kanan, Anda melihat emisi bensin, angka kematian pada tahun 2020.

    حالا سمت راست، آلودگی گازولین را می بینید، میزان مرگ در ۲۰۲۰.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bensin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bensin
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنزین

    noun

    Bensin, makanan, dan sedikit air, lalu kami akan pergi.

    بنزین, غذا و کمی آب و بعد ما راه خودمون رو میریم

عباراتی شبیه به "bensin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bensin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه