ترجمه "beradab" به فارسی
با ادب, با نزاکت, متمدن بهترین ترجمه های "beradab" به فارسی هستند.
beradab
-
با ادب
adjectiveKau harus bicara dengan adab..
بايد با ادب و همينطور درست صحبت کنيد
-
با نزاکت
adjective -
متمدن
adjectiveKamu tidak akan pernah menemukan Ratu yang lebih beradab, atau seorang ibu yang penuh kasih sayang.
هیچوقت ملکه ی متمدن تر یا مادر دلسوزتری از امپرس پیدا نمیکنی
-
مودبانه
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beradab " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beradab" با ترجمه به فارسی
-
بی ادبانه
-
اخلاق · ادب · اعمال · رفتار · کردارها · کرده ها
-
تربیت کردن · متمدن شدن · متمدن کردن
-
تمدن
-
احترام گذاشتن به · ارجمند شمردن · بزرگ داشتن · لایق دانستن · محترم داشتن · مغتنم شمردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن