ترجمه "berbagi" به فارسی
اشتراک گذاری, سهم بهترین ترجمه های "berbagi" به فارسی هستند.
berbagi
-
اشتراک گذاری
Saya memerlukan suatu cara untuk langsung berbagi pengalaman itu.
من احتیاج به راهی برای اشتراک گذاری مستقیم تجربیات داشتم.
-
سهم
nounItu berarti Yusuf menerima dua bagian dari warisan.
بدین معنی بود که «حصّهای مضاعف» یعنی سهمِ دو برابر از ارثیه به او تعلّق میگرفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berbagi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berbagi" با ترجمه به فارسی
-
تقسیم
-
زیرمجموعه
-
توزیع
-
جلسه اشتراک گذاری زنده
-
بخشنامه صادرکردن · جمع شدن · جور کردن · جورکردن · دمساز شدن · سهم دادن · وفق دادن
-
ایالت
-
بخش · جزء · عنصر · پاره
-
اطلاعات آدرس مشترک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن