ترجمه "bercampur" به فارسی

ادغام کردن, بیقرار بودن, جور کردن بهترین ترجمه های "bercampur" به فارسی هستند.

bercampur
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادغام کردن

    verb
  • بیقرار بودن

    verb
  • جور کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • متحد کردن
    • مخلوط کردن
    • مربوط ساختن
    • ممزوج شدن
    • ممزوج کردن
    • نگاه کردن
    • همدست کردن
    • وابسته بودن به
    • وابسته کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bercampur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bercampur" با ترجمه به فارسی

  • ادغام کردن · بخشیدن · بهره مند ساختن · بیقرار بودن · رساندن · سهم دادن · متحد کردن · مخلوط کردن · ممزوج شدن · ممزوج کردن
  • آمیختگی · آمیزه · ائتلاف · اختلاط · الودگی · بار · ترکیب · درجه · شائبه · عطر گل · عیار · ماخذ · مخلوط
  • هنرهای رزمی ترکیبی
  • حائل شدن · مداخله کردن · پادرمیانی · پایمردی
  • حائل شدن · مداخله کردن
  • مخلوط
  • ادغام کردن · بیقرار بودن · متحد کردن · مخلوط کردن
  • ادغام کردن · بیقرار بودن · متحد کردن · مخلوط کردن · ممزوج کردن
اضافه کردن

ترجمه های "bercampur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه