ترجمه "campur" به فارسی
ادغام کردن, بیقرار بودن, متحد کردن بهترین ترجمه های "campur" به فارسی هستند.
campur
-
ادغام کردن
verb -
بیقرار بودن
verb -
متحد کردن
verb -
مخلوط کردن
verbKau mencampur virus dasar ke dalam air minum.
تو ويروس اصلي رو توي آب آشاميدني. مخلوط کردي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " campur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "campur" با ترجمه به فارسی
-
ادغام کردن · بخشیدن · بهره مند ساختن · بیقرار بودن · رساندن · سهم دادن · متحد کردن · مخلوط کردن · ممزوج شدن · ممزوج کردن
-
آمیختگی · آمیزه · ائتلاف · اختلاط · الودگی · بار · ترکیب · درجه · شائبه · عطر گل · عیار · ماخذ · مخلوط
-
هنرهای رزمی ترکیبی
-
حائل شدن · مداخله کردن · پادرمیانی · پایمردی
-
حائل شدن · مداخله کردن
-
مخلوط
-
ادغام کردن · بیقرار بودن · جور کردن · متحد کردن · مخلوط کردن · مربوط ساختن · ممزوج شدن · ممزوج کردن · نگاه کردن · همدست کردن · وابسته بودن به · وابسته کردن
-
ادغام کردن · بیقرار بودن · متحد کردن · مخلوط کردن · ممزوج کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن