ترجمه "campuran" به فارسی
مخلوط, آمیختگی, آمیزه بهترین ترجمه های "campuran" به فارسی هستند.
campuran
-
مخلوط
noundua zat atau lebih yang dicampurkan namun tidak digabungkan secara kimia
Para ibu rumah tangga pertama-tama mencampur tepung dengan air, meremas adonan, dan kemudian memanggangnya.
خانم خانه آرد را با آب مخلوط میکرد، خمیر را ورز میداد و نان را میپخت.
-
آمیختگی
noun -
آمیزه
nounNamun yang terjadi sekarang, kita mendapatkan percampuran aliran udara.
هرچند آنچه هم اکنون اتفاق می افتد، اینه که ما چنین آمیزه ای از جریان هوا را داریم.
-
ترجمه های کمتر
- ائتلاف
- اختلاط
- الودگی
- بار
- ترکیب
- درجه
- شائبه
- عطر گل
- عیار
- ماخذ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " campuran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "campuran" با ترجمه به فارسی
-
ادغام کردن · بخشیدن · بهره مند ساختن · بیقرار بودن · رساندن · سهم دادن · متحد کردن · مخلوط کردن · ممزوج شدن · ممزوج کردن
-
هنرهای رزمی ترکیبی
-
حائل شدن · مداخله کردن · پادرمیانی · پایمردی
-
حائل شدن · مداخله کردن
-
مخلوط
-
ادغام کردن · بیقرار بودن · جور کردن · متحد کردن · مخلوط کردن · مربوط ساختن · ممزوج شدن · ممزوج کردن · نگاه کردن · همدست کردن · وابسته بودن به · وابسته کردن
-
ادغام کردن · بیقرار بودن · متحد کردن · مخلوط کردن
-
ادغام کردن · بیقرار بودن · متحد کردن · مخلوط کردن · ممزوج کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن