ترجمه "berdayung" به فارسی
پارو زدن ترجمه "berdayung" به فارسی است.
berdayung
-
پارو زدن
verbOtot-otot punggung dan bahunya sudah terasa nyeri karena berjam-jam mendayung.
عضلات کمر و شانهٔ او در اثر پارو زدن به درد آمده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berdayung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن