ترجمه "berdayung" به فارسی

پارو زدن ترجمه "berdayung" به فارسی است.

berdayung
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پارو زدن

    verb

    Otot-otot punggung dan bahunya sudah terasa nyeri karena berjam-jam mendayung.

    عضلات کمر و شانهٔ او در اثر پارو زدن به درد آمده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berdayung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berdayung" با ترجمه به فارسی

  • قایقرانی · پارو
  • قایقران · ملوان · ناوی · کفگیر
  • پارو زدن
اضافه کردن

ترجمه های "berdayung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه