ترجمه "dayung" به فارسی
پارو, قایقرانی بهترین ترجمه های "dayung" به فارسی هستند.
dayung
-
پارو
nounMereka akan terus mendayung selama sebulan sebelum mereka sadar aku membohongi mereka.
نگران نباش قبل از اينکه بفهمند که کلاه سرشون گذاشتم يک ماه پارو ميزنند.
-
قایقرانی
Dia adalah pedayung unggul sewaktu kuliah,
او در دانشگاه قایقرانی می کرد،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dayung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن