ترجمه "bergerak" به فارسی
برانگیختن, به جلو راندن, تحرک بهترین ترجمه های "bergerak" به فارسی هستند.
bergerak
-
برانگیختن
verb(2 Petrus 3:9) Biarlah gairah yang patut diteladani dari saudara-saudara kita di negeri-negeri yang miskin secara ekonomi menggerakkan kita.
(۲پطرس ۳:۹) باشد که غیرت نمونهٔ برادرانمان در کشورهایی که دچار فقر اقتصادی هستند، موجب برانگیختن ما شود.
-
به جلو راندن
verb -
تحرک
nounYang akan kulakukan selanjutnya adalah tes bergerak dan endoskopi.
خب ، کاری که دوست دارم بعدش انجام بدم اینه که... یه آزمایش تحرک پذیری و اندوسکوپی انجام بدم.
-
ترجمه های کمتر
- تحریک کردن
- تقلا
- تکان دادن
- جم خوردن
- حرکت
- زور
- سراسیمگی
- شلوغی
- طوفان ناگهانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bergerak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bergerak" با ترجمه به فارسی
-
بالابر · حرکت دهنده · دفع · لوکوموتیو · نیروی محرکه
-
تکان دادن · جم خوردن
-
اعمال · خرامیدن · رفتار · کردارها · کرده ها
-
میخ زدن · وول خوردن
-
جابهجایی
-
خودرو چهار چرخ محرک
-
از سر گرفتن · اغاز کردن · برانگیختن · به جلو راندن · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تحریک کردن · تکان دادن · جرقه زدن · رم دادن · زنده کردن · مجبور ساختن · هوا دادن · وادار کردن
-
نیروی محرک مغناطیسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن