ترجمه "penggerak" به فارسی
بالابر, حرکت دهنده, دفع بهترین ترجمه های "penggerak" به فارسی هستند.
penggerak
-
بالابر
noun -
حرکت دهنده
noun -
دفع
noun
-
ترجمه های کمتر
- لوکوموتیو
- نیروی محرکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penggerak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "penggerak" با ترجمه به فارسی
-
برانگیختن · به جلو راندن · تحرک · تحریک کردن · تقلا · تکان دادن · جم خوردن · حرکت · زور · سراسیمگی · شلوغی · طوفان ناگهانی
-
تکان دادن · جم خوردن
-
اعمال · خرامیدن · رفتار · کردارها · کرده ها
-
میخ زدن · وول خوردن
-
جابهجایی
-
خودرو چهار چرخ محرک
-
از سر گرفتن · اغاز کردن · برانگیختن · به جلو راندن · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تحریک کردن · تکان دادن · جرقه زدن · رم دادن · زنده کردن · مجبور ساختن · هوا دادن · وادار کردن
-
نیروی محرک مغناطیسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن