ترجمه "tergerak" به فارسی
تکان دادن, جم خوردن بهترین ترجمه های "tergerak" به فارسی هستند.
tergerak
-
تکان دادن
verbBayangkan besarnya kekuatan yang dibutuhkan sekadar untuk menggerakkan lidahnya!
تصوّر کنید برای تکان دادن آن چه قدرتی لازم است!
-
جم خوردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tergerak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tergerak" با ترجمه به فارسی
-
بالابر · حرکت دهنده · دفع · لوکوموتیو · نیروی محرکه
-
برانگیختن · به جلو راندن · تحرک · تحریک کردن · تقلا · تکان دادن · جم خوردن · حرکت · زور · سراسیمگی · شلوغی · طوفان ناگهانی
-
اعمال · خرامیدن · رفتار · کردارها · کرده ها
-
میخ زدن · وول خوردن
-
جابهجایی
-
خودرو چهار چرخ محرک
-
از سر گرفتن · اغاز کردن · برانگیختن · به جلو راندن · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تحریک کردن · تکان دادن · جرقه زدن · رم دادن · زنده کردن · مجبور ساختن · هوا دادن · وادار کردن
-
نیروی محرک مغناطیسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن