ترجمه "berlingkar" به فارسی
بهم پیچیده, حلزونی, دوران داشتن بهترین ترجمه های "berlingkar" به فارسی هستند.
berlingkar
-
بهم پیچیده
adjective -
حلزونی
adjective -
دوران داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- طوماری
- ور رفتن
- چرخ زدن
- چنبره زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berlingkar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berlingkar" با ترجمه به فارسی
-
درهم بافته شدن · دوران داشتن · چنبره زدن
-
حلقههای کشتزار
-
حرکت چرخشی · حلقه · خط · دایره · طومار · مندل · پیچک · پیچیدگی · چرخش · گرداب · گردبادی
-
دایره بزرگ
-
دایره وار · مدور
-
گذرگاه
-
دایره
-
حلقه زدن · مدور ساختن · چرخیدن · کمربند بستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن