ترجمه "lingkaran" به فارسی
دایره, حرکت چرخشی, حلقه بهترین ترجمه های "lingkaran" به فارسی هستند.
lingkaran
noun
-
دایره
nounDan para wanita lainnya datang dan mereka duduk melingkar, dan Michaela menyiram kepalaku dengan air suci.
زنهای دیگری آمدند و در این دایره نشستند، و میکِیلا، سرم را با این آب مقدس شست.
-
حرکت چرخشی
noun -
حلقه
nounKeempat mobil itu terkunci dalam lingkaran, tidak dapat dipisahkan.
این چهارتا توی یک حلقه گیر افتادند٬ هیچ جوری نمیتوانید آنها را جدا کنید.
-
ترجمه های کمتر
- خط
- طومار
- مندل
- پیچک
- پیچیدگی
- چرخش
- گرداب
- گردبادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lingkaran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lingkaran
-
دایره
nounLingkaran luar menunjukkan latihan mana yang mereka sedang fokuskan.
دایره بیرونی نشان می دهد که آنها روی چه تمرینهایی متمرکز شده اند.
عباراتی شبیه به "lingkaran" با ترجمه به فارسی
-
درهم بافته شدن · دوران داشتن · چنبره زدن
-
حلقههای کشتزار
-
دایره بزرگ
-
دایره وار · مدور
-
گذرگاه
-
بهم پیچیده · حلزونی · دوران داشتن · طوماری · ور رفتن · چرخ زدن · چنبره زدن
-
حلقه زدن · مدور ساختن · چرخیدن · کمربند بستن
-
کمربندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن