ترجمه "linggis" به فارسی
دیلم, اهرم, کنجکاوی بهترین ترجمه های "linggis" به فارسی هستند.
linggis
-
دیلم
nounDia memukul seorang pria dengan linggis hingga tewas.
با خونسردیِ تمام با یه دیلم یه آدم رو تا سر حد مرگ کتک زده
-
اهرم
nounMenurut ini, itu semacam linggis.
با توجه به چيزي که نوشته ، يه جور اهرم
-
کنجکاوی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " linggis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Linggis
-
دیلم
Dia memukul seorang pria dengan linggis hingga tewas.
با خونسردیِ تمام با یه دیلم یه آدم رو تا سر حد مرگ کتک زده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن