ترجمه "lingkar" به فارسی
دایره وار, مدور بهترین ترجمه های "lingkar" به فارسی هستند.
lingkar
-
دایره وار
adjectiveDan di saat hujan deras, aku menjerit dan berlari melingkar,
و زمانیکه بشدت باران میاید، جیغ میزنم و دایره وار میدویم.
-
مدور
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lingkar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lingkar" با ترجمه به فارسی
-
درهم بافته شدن · دوران داشتن · چنبره زدن
-
حلقههای کشتزار
-
حرکت چرخشی · حلقه · خط · دایره · طومار · مندل · پیچک · پیچیدگی · چرخش · گرداب · گردبادی
-
دایره بزرگ
-
گذرگاه
-
دایره
-
بهم پیچیده · حلزونی · دوران داشتن · طوماری · ور رفتن · چرخ زدن · چنبره زدن
-
حلقه زدن · مدور ساختن · چرخیدن · کمربند بستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن