ترجمه "bermuatan" به فارسی
بارگیری شده, سنگین, سنگین بار بهترین ترجمه های "bermuatan" به فارسی هستند.
bermuatan
-
بارگیری شده
adjective -
سنگین
adjectivePara budak membongkar muatan kapal, dengan terbungkuk-bungkuk memikul barang-barang impor yang berharga.
غلامان با قدمهای سنگین خود وارد عرشهٔ کشتیها میشدند و اجناس باارزش را از کشتی پیاده میکردند.
-
سنگین بار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- شامل بودن
- مملو
- پر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bermuatan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bermuatan" با ترجمه به فارسی
-
بار · بار کردن · بار کشتی · بارگیری · بارگیری کردن · توانایی · حمل · ظرفیت خازنی · محموله دریایی · کرایه
-
هدف گیری کردن
-
بار الکترون
-
بار قراردادی
-
بار کردن · بارگیری کردن · دانستن · شامل بودن · فرض کردن · مقاومت کردن با · مقرر داشتن · هم رای بودن · پنداشتن · گرفتن
-
بار الکتریکی
-
بار الکترون
-
دستگاه جفتکننده بار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن