ترجمه "bermukim" به فارسی
به درازا کشیدن, بودن, ترغیب کردن بهترین ترجمه های "bermukim" به فارسی هستند.
bermukim
-
به درازا کشیدن
verb -
بودن
verb -
ترغیب کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دوام داشتن
- دوام کردن
- زیست کردن
- زیستن
- ساکن شدن
- طول کشیدن
- مسکون کردن
- موجود بودن
- وجود داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bermukim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bermukim" با ترجمه به فارسی
-
محل اقامت
-
سکونتگاه انسانی
-
اهل محله · بخش · شهر · شهرستان · قصبه · محله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن