ترجمه "bermula" به فارسی
اغاز, اغاز کردن, شروع کردن بهترین ترجمه های "bermula" به فارسی هستند.
bermula
-
اغاز
nounDan pertandingan final dimulai.
و قراره بزودی مسابقه ی فینال اغاز بشه
-
اغاز کردن
verb -
شروع کردن
verbJadi saya mulai mempromosikan apa yang saya lakukan, dan banyak orang mulai ikut serta.
من شروع کردم به مردم گفتن که چه میکردم، و آنها شروع به تمرین همینکار کردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bermula " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bermula" با ترجمه به فارسی
-
منشأ زبان
-
راه اندازی مجدد
-
منوی شروع
-
اغاز کردن · اینده · حمله · شروع · شروع کردن · هجوم
-
تاریخ شروع
-
از
-
اصل نخستین · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · جشن فارغ التحصیلی · خاستگاهی · پیشین
-
ابتدایی · ابتکار · اصل · اغاز · اولیه · اکتساب · اینده · جشن فارغ التحصیلی · حمله · دریافت · سرآغاز · سپیده دم · شروع · طلوع · عمل · فجر · قریحه · مقدمات · مقدماتی · مقدمه · موضوع بحث · هجوم · پیش درآمد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن