ترجمه "mula" به فارسی

اغاز کردن, اینده, حمله بهترین ترجمه های "mula" به فارسی هستند.

mula noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغاز کردن

    verb
  • اینده

    noun
  • حمله

    noun

    Aku mulai berpikir kalau aku bukan lagi orang yang sama yang telah menerobos bentengmu.

    اما من دارم فكر ميكنم كه من آن مردي كه به شهر شما حمله كرد ، نيستم

  • ترجمه های کمتر

    • شروع
    • شروع کردن
    • هجوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mula " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mula" با ترجمه به فارسی

  • منشأ زبان
  • راه اندازی مجدد
  • منوی شروع
  • تاریخ شروع
  • از
  • اغاز · اغاز کردن · شروع کردن
  • اصل نخستین · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · جشن فارغ التحصیلی · خاستگاهی · پیشین
  • ابتدایی · ابتکار · اصل · اغاز · اولیه · اکتساب · اینده · جشن فارغ التحصیلی · حمله · دریافت · سرآغاز · سپیده دم · شروع · طلوع · عمل · فجر · قریحه · مقدمات · مقدماتی · مقدمه · موضوع بحث · هجوم · پیش درآمد
اضافه کردن

ترجمه های "mula" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه