ترجمه "permulaan" به فارسی

ابتدایی, ابتکار, اصل بهترین ترجمه های "permulaan" به فارسی هستند.

permulaan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابتدایی

    adjective

    Jadi, Yesus mempunyai permulaan dan tidak pernah dapat setara dengan Allah dalam kuasa atau kekekalan.

    به این ترتیب، عیسی ابتدایی داشت و هرگز نمیتوانست با خدا در قدرت و ازلیت مساوی باشد.

  • ابتکار

    noun

    Bagaimana beberapa saudara di El Salvador menggunakan kecerdikan untuk mengabar kepada seorang pria yang pada mulanya tidak mau mendengar berita Kerajaan?

    چند برادر در السالوادور با چه ابتکار عملی توانستند به مردی که نمیخواست پیام ملکوت را بشنود موعظه کنند؟

  • اصل

    noun

    Dia harus menemuiku di jalan utama besok siang atau aku akan mulai membunuhi orang-orang.

    يا فردا ظهر باهام توي خيابون اصلي ملاقات ميکنه يا مردم بيشتري رو مي کـُشم.

  • ترجمه های کمتر

    • اغاز
    • اولیه
    • اکتساب
    • اینده
    • جشن فارغ التحصیلی
    • حمله
    • دریافت
    • سرآغاز
    • سپیده دم
    • شروع
    • طلوع
    • عمل
    • فجر
    • قریحه
    • مقدمات
    • مقدماتی
    • مقدمه
    • موضوع بحث
    • هجوم
    • پیش درآمد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " permulaan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "permulaan" با ترجمه به فارسی

  • منشأ زبان
  • راه اندازی مجدد
  • منوی شروع
  • اغاز کردن · اینده · حمله · شروع · شروع کردن · هجوم
  • تاریخ شروع
  • از
  • اغاز · اغاز کردن · شروع کردن
  • اصل نخستین · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · جشن فارغ التحصیلی · خاستگاهی · پیشین
اضافه کردن

ترجمه های "permulaan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه