ترجمه "mulai" به فارسی

اغاز کردن, شروع کردن, از بهترین ترجمه های "mulai" به فارسی هستند.

mulai adposition
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغاز کردن

    verb
  • شروع کردن

    verb

    Jadi saya mulai mempromosikan apa yang saya lakukan, dan banyak orang mulai ikut serta.

    من شروع کردم به مردم گفتن که چه میکردم، و آنها شروع به تمرین همینکار کردند.

  • از

    adposition

    Karena tergetar atas perkenan dan perlindungan Yehuwa, mereka pun mulai menyanyi.

    آنان از اینکه مورد لطف و حمایت یَهُوَه قرار دارند خوشحالند، از اینرو با صدای بلند سرود میخوانند.

  • ترجمه های کمتر

    • از جا پراندن
    • اغاز
    • شروع به کار
    • وحشتزده شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mulai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mulai" با ترجمه به فارسی

  • منشأ زبان
  • راه اندازی مجدد
  • منوی شروع
  • اغاز کردن · اینده · حمله · شروع · شروع کردن · هجوم
  • تاریخ شروع
  • از
  • اغاز · اغاز کردن · شروع کردن
  • اصل نخستین · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · جشن فارغ التحصیلی · خاستگاهی · پیشین
اضافه کردن

ترجمه های "mulai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه