ترجمه "bersatu" به فارسی
متحد کردن, پیوستن بهترین ترجمه های "bersatu" به فارسی هستند.
bersatu
-
متحد کردن
verbJika menyerang kapal mereka, kita akan menyatukan mereka.
اما اگر ما به کشتيهايشان حمله کنيم ما اونا رو با هم متحد کرديم
-
پیوستن
verbKita sebenarnya, sebagai kelompok, sangat mampu untuk bersatu menyelesaikan masalah.
و ما در حقیقت، به عنوان مردم، برای حل این مشکل توانایی به هم پیوستن را داریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bersatu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bersatu" با ترجمه به فارسی
-
اول · اولین · نخست · نخستین · یکم · یکمین
-
دیسک تک جلسه ای
-
رابط تک سندی
-
دستگاه امپراتوری
-
واحد نجومی · یکای کیهانی
-
عمدی
-
جانداران تکیاختهای
-
ارتباط · بی عیبی · درستی · زناشویی · عروسی · نکاح · وابستگی · واحد · یگانگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن