ترجمه "bersebab" به فارسی

بیان کننده علت, سببی, علی بهترین ترجمه های "bersebab" به فارسی هستند.

bersebab
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیان کننده علت

    adjective
  • سببی

    adjective

    Semua itu dapat menyimpangkan perhatian kita, menyebabkan visi rohani kita kehilangan fokus.

    این اوضاع میتواند سببی شود تا ما را از خدا و مقاصد او دور سازد.

  • علی

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bersebab " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bersebab" با ترجمه به فارسی

  • ادامه دادن · استنباط کردن · اسناد دادن · انتقام گرفتن · ایجاب کردن · ایجاد کردن · بخشیدن · برانگیختن · به جلو راندن · بهره مند ساختن · تحریک کردن · تحمیل کردن · جرقه زدن · دربرداشتن · دشمن کردن · رساندن · سبب شدن · سهم دادن · ضربت زدن · متحمل شدن · مخالف کردن · مشمول کردن · منتهی شدن به · وارد آمدن
  • بدلیل · برای اینکه · زیرا · فهم · چون · چونکه
اضافه کردن

ترجمه های "bersebab" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه