ترجمه "bertandang" به فارسی

بازرسی کردن, تحمیل کردن, تفتیش کردن بهترین ترجمه های "bertandang" به فارسی هستند.

bertandang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازرسی کردن

    verb
  • تحمیل کردن

    verb
  • تفتیش کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تندتند حرف زدن
    • درد دل کردن
    • ضربت زدن
    • مبادله کردن
    • وراجی کردن
    • گپ زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bertandang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bertandang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bertandang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه