ترجمه "bertangguh" به فارسی
از سرباز کردن, عقب انداختن, مطرح کردن بهترین ترجمه های "bertangguh" به فارسی هستند.
bertangguh
-
از سرباز کردن
verb -
عقب انداختن
verb -
مطرح کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bertangguh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bertangguh" با ترجمه به فارسی
-
خوش بنیه
-
استمهال · برخاست · تاخیر · تعلیق · تعویق · مهلت قانونی · وقفه · کاهش
-
از سرباز کردن · جا خالی دادن · دامن دوختن · دلسرد کردن · عقب انداختن · مشوش کردن · مطرح کردن · پنهان شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن