ترجمه "bingung" به فارسی
بهت, بهت زده کردن, بهت وحیرت بهترین ترجمه های "bingung" به فارسی هستند.
bingung
-
بهت
nounSEPANJANG sejarah, manusia telah dibuat bingung dan khawatir oleh prospek kematian yang suram.
انتظار شوم مرگ از دیرباز مایهٔ بهت و نگرانی انسان بوده است.
-
بهت زده کردن
verbTetapi inilah yang benar-benar membingungkan saya.
اما دراینجا چیزی هست که واقعا" مرا بهت زده کرده است.
-
بهت وحیرت
noun
-
ترجمه های کمتر
- بیهوش کردن
- ترس
- حیرت
- دست پاچگی
- سربه هوا
- سردرگمی
- سرمست کردن
- لال کردن
- مبهوت کردن
- متحیر شدن
- مست کردن
- مغشوش کردن
- گیجی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bingung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bingung" با ترجمه به فارسی
-
ابری کردن · بهت زده کردن · بهم پیوستن · بیهوش کردن · تخدیر شدن · خجالت دادن · سرمست کردن · شرمسار شدن · شرمنده کردن · عمل آمدن · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · مست کردن · مشوش کردن · مغشوش کردن · پریشان کردن · پیچیدن · گره خوردن · گره زدن
-
ابهام · بهت · بهت زده کردن · بهت وحیرت · بیهوش کردن · تحیر · تردید · ترس · حیرت · دست پاچگی · دو دلی · سردرگمی · سرمست کردن · سرگشتگی · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · مسئله غامض · مست کردن · مغشوش کردن · مه · وضع دشوار · گیجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن