ترجمه "binokular" به فارسی
دوربین, دوربین دوچشمی, دوربین دوچشمی بهترین ترجمه های "binokular" به فارسی هستند.
binokular
-
دوربین
nounLewat binokularnya, ia mengamati pasukan musuh di seberang garis tempur juga mengikuti upacara keagamaan yang dipimpin oleh seorang rohaniwan.
در حالی که با دوربین منطقهٔ دشمن را زیر نظر داشت متوجه شد که یک کشیش در جبههٔ مقابل مشغول خدمت مذهبیاش است.
-
دوربین دوچشمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " binokular " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Binokular
-
دوربین دوچشمی
عباراتی شبیه به "binokular" با ترجمه به فارسی
-
دید دوچشمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن