ترجمه "boros" به فارسی
حذر کردن, دست ودلباز, مسرف بهترین ترجمه های "boros" به فارسی هستند.
boros
-
حذر کردن
verb -
دست ودلباز
adjective -
مسرف
adjective -
ولخرج
adjectiveAnak boros pulang dan menjadi pewaris tahta.
پسر ولخرج برميگرده خونه و ميشه وارث.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boros " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "boros" با ترجمه به فارسی
-
حذر کردن
-
اتلاف · تضییع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن