ترجمه "bos" به فارسی
استخدام کننده, رئیس, سرکارگر بهترین ترجمه های "bos" به فارسی هستند.
bos
-
استخدام کننده
noun -
رئیس
nounAnda dapat keluar dari email, tapi Anda tidak dapat menghindar dari bos Anda.
درسته اینا واقعا وقت گیرند ولی وقتی که بخوای میتونی بری سراغشون. اما در باره رئیس اینطور نیست.
-
سرکارگر
noun -
کارفرما
nounIvan bercerita, ”Waktu anak kami meninggal, kami harus memberi tahu keluarga dan teman-teman, juga bos Eric dan pemilik tempat tinggal yang dia sewa.
ایوان میگوید: «خبر مرگ اریک را هم باید به خویشاوندان و دوستان میرساندیم و هم به افراد دیگر مثل کارفرما و صاحبخانهاش.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bos " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن