ترجمه "cegah" به فارسی
سلب کردن, قدغن کردن, منع کردن بهترین ترجمه های "cegah" به فارسی هستند.
cegah
-
سلب کردن
verb -
قدغن کردن
verb -
منع کردن
verbSi ibu tidak mencegahnya dan cuma tersenyum saja.
مادر کودک به عوض منع کردن او از این کار به فرزند خود لبخند میزند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cegah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cegah" با ترجمه به فارسی
-
بازماندگی · بیزار کننده · مانع
-
ممانعت از اجرای داده
-
ادامه ندادن · از پیش دانستن · بازداشتن · بازداشتن از · برگرداندن · بس کردن · بستن · بی نتیجه گذاردن · تحذیر کردن · دفع کردن · دلسرد کردن · رد کردن · زخمی کردن · سلب کردن · قائل نشدن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منصرف کردن · منع کردن · ناامید کردن · هیچ کردن · وتو کردن · گرفتار شدن
-
احتیاط · بازدارنده · تخطئه · ترک · جلوگیری · طب پیشگیری · قلاب · منع · منع کننده · پیشگیری · پیشگیری کننده · کشتی · کشتی گیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن