ترجمه "pencegahan" به فارسی
احتیاط, بازدارنده, تخطئه بهترین ترجمه های "pencegahan" به فارسی هستند.
pencegahan
-
احتیاط
nounRasa takut dapat membantu saudara mengambil tindakan pencegahan atau mencari bantuan sebelum saudara menghadapi kemungkinan bahaya.
ترس میتواند به شما کمک کند که احتیاط نموده و پیش از اینکه احتمالاً مجروح شوید، کمک بطلبید.
-
بازدارنده
adjectiveBuat senjata pembunuh dan sebut itu alat pencegah.
یه سلاح قتل رو برداری و اسمشو بزاری عامل بازدارنده
-
تخطئه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ترک
- جلوگیری
- طب پیشگیری
- قلاب
- منع
- منع کننده
- پیشگیری
- پیشگیری کننده
- کشتی
- کشتی گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pencegahan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pencegahan" با ترجمه به فارسی
-
بازماندگی · بیزار کننده · مانع
-
ممانعت از اجرای داده
-
ادامه ندادن · از پیش دانستن · بازداشتن · بازداشتن از · برگرداندن · بس کردن · بستن · بی نتیجه گذاردن · تحذیر کردن · دفع کردن · دلسرد کردن · رد کردن · زخمی کردن · سلب کردن · قائل نشدن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منصرف کردن · منع کردن · ناامید کردن · هیچ کردن · وتو کردن · گرفتار شدن
-
سلب کردن · قدغن کردن · منع کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن