ترجمه "pencegah" به فارسی
بازماندگی, بیزار کننده, مانع بهترین ترجمه های "pencegah" به فارسی هستند.
pencegah
-
بازماندگی
noun -
بیزار کننده
adjective -
مانع
nounLoyalitas kepada orang tersebut akan mencegah sang penatua melanggar prinsip kerahasiaan.
صادق بودن نسبت به آن شخص، مانع آن پیر میشود که اصل رازداری را زیر پا بگذارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pencegah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pencegah" با ترجمه به فارسی
-
ممانعت از اجرای داده
-
ادامه ندادن · از پیش دانستن · بازداشتن · بازداشتن از · برگرداندن · بس کردن · بستن · بی نتیجه گذاردن · تحذیر کردن · دفع کردن · دلسرد کردن · رد کردن · زخمی کردن · سلب کردن · قائل نشدن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منصرف کردن · منع کردن · ناامید کردن · هیچ کردن · وتو کردن · گرفتار شدن
-
احتیاط · بازدارنده · تخطئه · ترک · جلوگیری · طب پیشگیری · قلاب · منع · منع کننده · پیشگیری · پیشگیری کننده · کشتی · کشتی گیری
-
سلب کردن · قدغن کردن · منع کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن