ترجمه "cium" به فارسی
بوسیدن, ماچ کردن, لب گرفتن بهترین ترجمه های "cium" به فارسی هستند.
cium
verb
-
بوسیدن
verbdan berjabat tangan menyebarkan lebih banyak kuman daripada berciuman.
و دست دادنها بیشتر باعث انتقال میکروبها میشه تا بوسیدن.
-
ماچ کردن
verbSaya sudah mencium bibir yang mencium Anda!
من اون لبايي که تو رو بوس کردم ، ماچ کردم!
-
لب گرفتن
verbOke, itu namanya ciuman, tapi kau belum bisa melakukan itu.
، خیلی خب ، به این میگن لب گرفتن ولی فعلا نمیتونی اینکار رو بکنی
-
ترجمه های کمتر
- buedan
- بوسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن