ترجمه "mencium" به فارسی

ماچ کردن, بوسیدن, انبوییدن بهترین ترجمه های "mencium" به فارسی هستند.

mencium
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماچ کردن

    verb

    Saya sudah mencium bibir yang mencium Anda!

    من اون لبايي که تو رو بوس کردم ، ماچ کردم!

  • بوسیدن

    verb

    Sepeti ciuman, kau tahu, bibir tertutup, bibir terbuka.

    مثل بوسیدن ، لب بسته ، لب باز.

  • انبوییدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • بوسه
    • بوییدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mencium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mencium" با ترجمه به فارسی

  • حس بویایی · حس شامه
  • بویایی
  • بوییدن
  • دراشتباه بودن · غلط بودن · گمراه شدن
  • بوسیدن · ماچ کردن
  • buedan · بوسه · بوسیدن · لب گرفتن · ماچ کردن
  • بوس و کنار · بوسه · ماچ
  • بوسیدن · ماچ کردن
اضافه کردن

ترجمه های "mencium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه