ترجمه "ciuman" به فارسی
بوسه, ماچ, بوس و کنار بهترین ترجمه های "ciuman" به فارسی هستند.
ciuman
noun
-
بوسه
nounSaya berkata bahwa saya tidak bisa berhenti memikirkan ciuman kami.
بهش گفتم که نتونستم راجب اون بوسه فکر نکنم.
-
ماچ
noun100 tahun lalu, seorang Kipiani akan mencium kakiku untuk kesempatan seperti ini.
100سال پیش یک کاپیانی برای این فرصت پای منم ماچ می کرد
-
بوس و کنار
noun -
[[ماچ]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ciuman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ciuman
-
بوسه
nounBerciuman diam-diam antara waktu makan siang dan minum teh?
بوسه هاي دزدکي بين وقت ناهار و چاي ؟
عباراتی شبیه به "ciuman" با ترجمه به فارسی
-
حس بویایی · حس شامه
-
بویایی
-
انبوییدن · بوسه · بوسیدن · بوییدن · ماچ کردن
-
بوییدن
-
دراشتباه بودن · غلط بودن · گمراه شدن
-
بوسیدن · ماچ کردن
-
buedan · بوسه · بوسیدن · لب گرفتن · ماچ کردن
-
بوسیدن · ماچ کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن