ترجمه "dara" به فارسی
کبوتر, فاخته, کفتر بهترین ترجمه های "dara" به فارسی هستند.
dara
noun
-
کبوتر
nounApa yang diperlihatkan oleh persembahan Maria berupa dua ekor burung dara?
تقدیم کردن دو کبوتر به عنوان قربانی چه چیزی را در مورد مریم و یوسف نشان میداد؟
-
فاخته
noun -
کفتر
noun
-
ترجمه های کمتر
- استفاده نشده
- بافضیلت
- دخترکی
- دست نخورده
- دوشیزه ای
- سپاروک
- عفیف
- محبوبه
- پاکدامن
- پرهیزکار
- کالوج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dara" با ترجمه به فارسی
-
سپاروک · فاخته · کالوج · کبوتر · کفتر
-
چلچله دریایی
-
پرستوی دریایی
-
بکری · پرده مهبل
-
استفاده نشده · بافضیلت · خانم کوچولو · دختر · دست نخورده · دوشیزه ای · عفیف · پاکدامن · پرهیزکار
-
دختر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن