ترجمه "ingin" به فارسی
خواستن, حریص, خواهان بهترین ترجمه های "ingin" به فارسی هستند.
ingin
verb
-
خواستن
verbMereka ingin kau dan aku membesarkan dia, tapi kau lari dari kewajiban itu.
اونا مي خواستن که من و تو بزرگش کنيم ، اما تو از اين تعهد فرار کردي.
-
حریص
adjectiveMereka siap memberi sesuatu untuk apapun yang mereka inginkan."
اونها آماده اند چیزی را به تو بدهند، برای هرچیزی که اونها براش حریص اند."
-
خواهان
adjectiveIni membuat kita ingin agar setiap orang menjunjung tinggi namaNya.
این تخصیص باعث میشود تا خواهان این باشیم که همهٔ مردم نام او را محترم بدارند.
-
ترجمه های کمتر
- طماع
- ملتمس
- میل داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ingin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ingin" با ترجمه به فارسی
-
غریب · نادر · پی جو · کنجکاو
-
آرزو · آرزو داشتن · احتیاج · اراده (فلسفه) · ارتعاشات · ارزو · استنشاق · اغوا · بلند همتی · تشنگی · تلون مزاج · تمایل فکری · تپش · جانفشانی · جاه طلبی · خارش · خواستن · خواسته · خیال · طمع · عطش · قحطی · مطالبه · مقدار حرکت · میل · نقص · نیروی جنبش · هوس · وسوسه · وهم · کام · کمی · گرسنگی
-
خواستن · غبطه خوردن · مضایقه کردن · میل داشتن
-
نرم افزار ناخواسته
-
خواستن · غصه خوردن · مشتاق بودن · مناسب بودن · میل داشتن
-
ترد و شکننده · مشتاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن