ترجمه "mengingini" به فارسی
خواستن, غصه خوردن, مشتاق بودن بهترین ترجمه های "mengingini" به فارسی هستند.
-
خواستن
verbMereka ingin kau dan aku membesarkan dia, tapi kau lari dari kewajiban itu.
اونا مي خواستن که من و تو بزرگش کنيم ، اما تو از اين تعهد فرار کردي.
-
غصه خوردن
verbTapi, Yesus ingin agar murid-muridnya memahami bahwa kekhawatiran yang tidak beralasan, atau berlebihan, tidak menyelesaikan masalah.
در واقع عیسی با این گفته به شاگردانش یاری رساند تا تشخیص دهند، غصه خوردن و نگرانی بیش از حد مشکلی را حل نمیکند.
-
مشتاق بودن
verb(1 Petrus 2:2) Ungkapan ”bentuklah keinginan yang besar” menyiratkan bahwa banyak yang secara alami tidak lapar akan makanan rohani.
(۱پطرس ۲:۲) عبارت ‹مشتاق بودن› معرف آن است که بسیاری از افراد به طور طبیعی اشتهایی برای خوراک روحانی ندارند.
-
ترجمه های کمتر
- مناسب بودن
- میل داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengingini " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mengingini" با ترجمه به فارسی
-
غریب · نادر · پی جو · کنجکاو
-
آرزو · آرزو داشتن · احتیاج · اراده (فلسفه) · ارتعاشات · ارزو · استنشاق · اغوا · بلند همتی · تشنگی · تلون مزاج · تمایل فکری · تپش · جانفشانی · جاه طلبی · خارش · خواستن · خواسته · خیال · طمع · عطش · قحطی · مطالبه · مقدار حرکت · میل · نقص · نیروی جنبش · هوس · وسوسه · وهم · کام · کمی · گرسنگی
-
حریص · خواستن · خواهان · طماع · ملتمس · میل داشتن
-
خواستن · غبطه خوردن · مضایقه کردن · میل داشتن
-
نرم افزار ناخواسته
-
ترد و شکننده · مشتاق