ترجمه "jamin" به فارسی

انتقال, تضمین کردن, حبس بهترین ترجمه های "jamin" به فارسی هستند.

jamin
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقال

    noun

    Katakan padanya sebelum matahari terbenam jaminan aku harus dilakukan sebelum matahari terbenam.

    بهش بگ قبل از غروب آفتاب انتقال من بايد قبل از غروب آفتاب انجام بشه

  • تضمین کردن

    verb

    Yehuwa menjamin bahwa janji-janji-Nya ”benar dan dapat dipercaya”.

    یَهُوَه خدا تضمین کرده است که این وعدهها «امین و راست» است.

  • حبس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حتمی کردن
    • سطل
    • ضمانت
    • ضمانت کردن
    • مراقبت کردن در
    • مطمئن ساختن
    • واگذاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jamin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jamin" با ترجمه به فارسی

  • بیمه اجتماعی
  • انتقال · بیمه · بیمه نامه · تضمین · تضمین کردن · تعهد · حبس · خط مشی · سطل · سیاستمداری · ضامن · ضمانت · ضمانت کننده · مصلحت اندیشی · واگذاری · وثیقه · کفیل · گارانتی · گرو
  • انتقال · حبس · سطل · ضمانت · واگذاری
  • وثیقه
  • تضمین کیفیت نرم افزار
  • متعهد خرید اوراق بهادار
  • اعطا کردن · تضمین کردن · تعهد · حتمی کردن · ضامن · ضمانت · ضمانت کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن · وثیقه · گواهی کردن
  • ضامن · ضمانت کننده · کفیل
اضافه کردن

ترجمه های "jamin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه