ترجمه "penjamin" به فارسی
ضامن, ضمانت کننده, کفیل بهترین ترجمه های "penjamin" به فارسی هستند.
penjamin
-
ضامن
nounDengan demikian, roh kudus berfungsi sebagai pengajar, memberikan jaminan yang berharga bahwa mereka dibimbing oleh Allah.
در واقع، روحالقدس در حکم تعلیمدهنده به نحوی مؤثر ضامن ارائهٔ رهنمودهای الٰهی بود.
-
ضمانت کننده
noun -
کفیل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penjamin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "penjamin" با ترجمه به فارسی
-
بیمه اجتماعی
-
انتقال · بیمه · بیمه نامه · تضمین · تضمین کردن · تعهد · حبس · خط مشی · سطل · سیاستمداری · ضامن · ضمانت · ضمانت کننده · مصلحت اندیشی · واگذاری · وثیقه · کفیل · گارانتی · گرو
-
انتقال · حبس · سطل · ضمانت · واگذاری
-
وثیقه
-
تضمین کیفیت نرم افزار
-
متعهد خرید اوراق بهادار
-
اعطا کردن · تضمین کردن · تعهد · حتمی کردن · ضامن · ضمانت · ضمانت کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن · وثیقه · گواهی کردن
-
انتقال · تضمین کردن · حبس · حتمی کردن · سطل · ضمانت · ضمانت کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن · واگذاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن