ترجمه "menjamin" به فارسی

اعطا کردن, تضمین کردن, تعهد بهترین ترجمه های "menjamin" به فارسی هستند.

menjamin
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعطا کردن

    verb
  • تضمین کردن

    verb

    Yehuwa menjamin bahwa janji-janji-Nya ”benar dan dapat dipercaya”.

    یَهُوَه خدا تضمین کرده است که این وعدهها «امین و راست» است.

  • تعهد

    noun

    Proses ini berjalan karena ada institusi-institusi besar yang menjamin setiap angka 1 dan 0 yang berubah di komputer.

    دلیل کار کردنش، این است که سازمانهایی بزرگ تعهد هر صفر و یکی را بر عهده دارند که روی یک رایانه تغییر میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • حتمی کردن
    • ضامن
    • ضمانت
    • ضمانت کردن
    • مراقبت کردن در
    • مطمئن ساختن
    • وثیقه
    • گواهی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menjamin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menjamin" با ترجمه به فارسی

  • بیمه اجتماعی
  • انتقال · بیمه · بیمه نامه · تضمین · تضمین کردن · تعهد · حبس · خط مشی · سطل · سیاستمداری · ضامن · ضمانت · ضمانت کننده · مصلحت اندیشی · واگذاری · وثیقه · کفیل · گارانتی · گرو
  • انتقال · حبس · سطل · ضمانت · واگذاری
  • وثیقه
  • تضمین کیفیت نرم افزار
  • متعهد خرید اوراق بهادار
  • ضامن · ضمانت کننده · کفیل
  • انتقال · تضمین کردن · حبس · حتمی کردن · سطل · ضمانت · ضمانت کردن · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن · واگذاری
اضافه کردن

ترجمه های "menjamin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه