ترجمه "kepergian" به فارسی
مرگ ترجمه "kepergian" به فارسی است.
kepergian
-
مرگ
nounAku tidak pernah menyukaianya, tapi, orang yg malang, dia tak pantas pergi seperti ini.
با اين كه ازش خوشم نميومد ولي اون هم حتي مستحق چنين مرگي نبود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kepergian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kepergian" با ترجمه به فارسی
-
سفر کردن · مسافرت کردن
-
رفتن
-
ابلاغ کردن · اخراج شدن · انکار کردن · تخصیص دادن به · تلف شدن · خاموش کردن · خواستن · راندن · راه رفتن · رفتن · رَفتَن · سفر کردن · شدن · فوری رفتن · قدم تند کردن · مردن · میل کردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · وقف کردن · ول کردن · کشتن · گم شدن
-
ابلاغ کردن · اخراج شدن · انکار کردن · تخصیص دادن به · تلف شدن · خاموش کردن · خواستن · راندن · راه رفتن · رفتن · رَفتَن · سفر کردن · شدن · فوری رفتن · قدم تند کردن · مردن · میل کردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · وقف کردن · ول کردن · کشتن · گم شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن