ترجمه "pergi" به فارسی
رفتن, شدن, ابلاغ کردن بهترین ترجمه های "pergi" به فارسی هستند.
pergi
Verb
verb
دستور زبان
-
رفتن
verbJika sang anak menyamakan tidur dengan kematian, akibatnya ia akan takut untuk pergi tidur pada malam hari.
اگر بچهای خواب را با مرگ یکسان بداند، ممکن است از رفتن به رختخواب در شب بترسد.
-
شدن
verbMereka telah pergi sewaktu malam tiba, sebelum pintu gerbang ditutup.
آنها درست در وقت تاریک شدن هوا، پیش از بسته شدن دروازهٔ شهر رفتند.
-
ابلاغ کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اخراج شدن
- انکار کردن
- تخصیص دادن به
- تلف شدن
- خاموش کردن
- خواستن
- راندن
- راه رفتن
- رَفتَن
- سفر کردن
- فوری رفتن
- قدم تند کردن
- مردن
- میل کردن
- ناگهان ناپدیدشدن
- هلاک شدن
- وقف کردن
- ول کردن
- کشتن
- گم شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pergi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pergi
-
رفتن
Verb verbDia meminta saya untuk memberikan kotak ini sebelum dia Pergi.
او قبل از رفتن از من خواست که این رو به شما بدم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن