ترجمه "kerikil" به فارسی

شن, ریگ, سنگ مثانه بهترین ترجمه های "kerikil" به فارسی هستند.

kerikil
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شن

    noun

    خاکش

    Semua bagian kanan tubuh saya terbuka dan penuh dengan kerikil.

    تمامی سمت راست بدنم پاره شده بود، و پر از شن های ریز بود.

  • ریگ

    noun

    Kau tidak perlu membangun pantai untuk menyebunyikan kerikil.

    اگه بخوای یک ریگ رو قایم کنی ، نمیری یک ساحل بسازی.

  • سنگ مثانه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سنگریزه
    • شنی
    • نوعی عقیق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kerikil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kerikil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه