ترجمه "kering" به فارسی

خشک, khoshk, بایر بهترین ترجمه های "kering" به فارسی هستند.

kering adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشک

    adjective

    Malahan, Afrika sedang mulai kekeringan pada saat itu.

    در عوض، آفریقا در آن زمان داشت خشک میشد.

  • khoshk

    adjective
  • بایر

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ازبین رفته
    • تمام شده
    • لم یزرع
    • مرده
    • پژمرده
    • کم باران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kering" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه