ترجمه "kering" به فارسی
خشک, khoshk, بایر بهترین ترجمه های "kering" به فارسی هستند.
kering
adjective
-
خشک
adjectiveMalahan, Afrika sedang mulai kekeringan pada saat itu.
در عوض، آفریقا در آن زمان داشت خشک میشد.
-
khoshk
adjective -
بایر
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ازبین رفته
- تمام شده
- لم یزرع
- مرده
- پژمرده
- کم باران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kering" با ترجمه به فارسی
-
تقطیر خشک
-
بایر · خشک · کم باران
-
تشنگی · تنگی · خشک سالی · خشکی
-
بی برکت · بی چربی · لاغر · ناچیز · نحیف · نزار
-
سل ریه · مصرف
-
درشتنی
-
خشکبار
-
درشت نی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن